خبرهایی که در مورد وضعیت بازداشت شدگان اعتراضات اخیر به گوش می رسد بسیار اسفبار و نگران کننده است. اخباری که به طور جسته و گریخته از منابع مختلف و گزا ش های فردی پراکنده می رسد، حاکی از شکنجه های بیرحمانه تا سر حد مرگ است و البته دژخیمانی که در پیش روی هزاران تظاهر کننده و در برابر چشم صدها دوربین عکاسی و فیلمبرداری از به گلوله بستن مردم پروایی ندارند، در خلوت شوم سیاهچال های خود هم باکی از کشتن برادران و خواهران ما نخواهند داشت؛ چرا که برای آنها انکار این قتل ها بسیار ساده تر از انکار قتل ندا و صدها جوان آزاده چون اوست. حکومتی که حتی تحویل جنازه های جان باختگان به خانواده های داغدار آنان را مشروط به پذیرش شرط هایی وقیحانه می سازد (در مواردی که اساسا پیکرهای قربانیان را تحویل دهند)، همان نظامی که دستگاه تبلیغاتی آن به سادگیِ خرد کننده ای حقایق را وارونه جلوه می دهد، بدون شک برای بقای عمر ننگین خود به هر کاری دست می یازد، به ویژه آنکه در تمامی این سالیان سیاه، حاکمان نامشروع سرزمین ما نشان داده اند که تنها اصلی که بدان پای بندند، اصل بقاست (و طبعا به هر قیمتی)؛ بروز چنین توحشی اینک که ماهیت پلید و ستمگر حاکمان بر همگان عریان شده و رهبر و حواریون مسلح اش علنا «کشتار درمانی» را به عنوان راه حل نهاییِ خاموش کردن نداهای حق طلبانه ی مردم برگزیده اند، بی گمان ابعاد فاجعه بارتری خواهد داشت. (اعدام 20 نفر زندانی در یک روز - با هر ترکیبی که برای قربانیان متصور شویم- معنایی جز اعلام و تایید رسمی پروژه ی کشتار درمانی ندارد).
شکنجه های بازداشت شدگان علاوه بر وادار کردن آنان به اعترافات ساختگی، و نیز تشدید جو ارعاب و وحشت در میان مردم و ناامید ساختن آنها از ادامه ی راه، در عین حال با هدف حذف فیزیکی جوانان و نیروهایی انجام می شود که در تظاهرات های اعتراضی مختلف حضور فعالی داشته اند تا بدین طریق ناآرامی های اجتناب ناپذیر آینده با «سهولت» بیشتری از سوی حکومت مهار گردد (به قول کیهان کور کردن چشم فتنه). برای این کار آنها علاوه بر بازداشت های انجام شده، به شکار جوانان از طریق جستجو در عکس ها و فیلم های متعددی که توسط مزدورانشان در حین تجمعات اعتراضی تهیه شده روی آورده اند و حتی در کمال وقاحت با انتشار عمومی عکس ها، مردم را برای شناسایی «اغتشاش گران» به «همکاری» با نیروهای امنیتی دعوت کرده اند.
این فرآیند شوم را تنها می توان با قلع و قمع آزادیخواهان شیلی پس از کودتای 1973 پینوشه یا کودتای حزب بعث عراق قیاس کرد. البته ابعاد واقعی و دهشتبار جنایت های پیامد کودتای 22 خرداد تنها در آینده ای نامعلوم روشن خواهد شد، به همان سان که هنوز از تعداد واقعی جان باختگان و تعداد و سرنوشت ناپدید شدگان هفته های اخیر اطلاعات قابل اتکایی در دست نیست. چیزی که به رسانه های بزرگ دنیا این امکان ساده انگارانه و غیر مسئولانه را می دهد که برای ذکر تعداد قربانیان به آمار ارائه شده از سوی دولت ایران استناد کنند! (تا با آسودگی خاطر بیشتری برنامه های خود را به پوشش دادن زیر و بم زندگی و مرگ مایکل جکسون و نظایر ان اختصاص دهند).
در این میان بر همه ی ما ایرانیان است که با تمام توان خود، از طریق اطلاع رسانی و تداوم و گسترش حرکت های اعتراضی و حمایتی (در اشکال متنوع و امکان پذیر) نگذاریم عزیزان مان در سیاهچال های مخوف این حکومت قرون وسطایی بیش از این شکنجه و تحقیر و مرگ را تجربه کنند؛ شرایطی که به مراتب از مرگ آنی دشوارتر است. در این راستا به ویژه ایرانیان بیرون از مرزها اینک مسئوولیت سنگین تری بر دوش دارند، چرا که از امکانات بیشتر و ایمن تری برای اطلاع رسانی و تجمعات و کارزارهای هشدار دهنده و حمایتی برخوردارند که می بایست با همبستگی و انسجام در جهت تاثیر گذاری بر افکار عمومی جهان و جلب حمایت های بین المللی برای متوقف کردن فجایع جاری در ایران به خدمت گرفته شود.
این مسئوولیت بی گمان بسیار فراتر از بسنده کردن به کارزارهای اینترنتی برای آزادی چهره های سرشناس بازداشت شده از جناح اصلاح طلب و نظایر آن می باشد. باید بدون هیچ تبعیضی و با تمامی امکانات و راهها، صدای همه ی بی صدایان باشیم تا این فاجعه ی انسانی و ملی را همان گونه که هست با تمامی زشتی ها و عمق و گستردگی آن بازتاب دهیم.
شکنجه های بازداشت شدگان علاوه بر وادار کردن آنان به اعترافات ساختگی، و نیز تشدید جو ارعاب و وحشت در میان مردم و ناامید ساختن آنها از ادامه ی راه، در عین حال با هدف حذف فیزیکی جوانان و نیروهایی انجام می شود که در تظاهرات های اعتراضی مختلف حضور فعالی داشته اند تا بدین طریق ناآرامی های اجتناب ناپذیر آینده با «سهولت» بیشتری از سوی حکومت مهار گردد (به قول کیهان کور کردن چشم فتنه). برای این کار آنها علاوه بر بازداشت های انجام شده، به شکار جوانان از طریق جستجو در عکس ها و فیلم های متعددی که توسط مزدورانشان در حین تجمعات اعتراضی تهیه شده روی آورده اند و حتی در کمال وقاحت با انتشار عمومی عکس ها، مردم را برای شناسایی «اغتشاش گران» به «همکاری» با نیروهای امنیتی دعوت کرده اند.
این فرآیند شوم را تنها می توان با قلع و قمع آزادیخواهان شیلی پس از کودتای 1973 پینوشه یا کودتای حزب بعث عراق قیاس کرد. البته ابعاد واقعی و دهشتبار جنایت های پیامد کودتای 22 خرداد تنها در آینده ای نامعلوم روشن خواهد شد، به همان سان که هنوز از تعداد واقعی جان باختگان و تعداد و سرنوشت ناپدید شدگان هفته های اخیر اطلاعات قابل اتکایی در دست نیست. چیزی که به رسانه های بزرگ دنیا این امکان ساده انگارانه و غیر مسئولانه را می دهد که برای ذکر تعداد قربانیان به آمار ارائه شده از سوی دولت ایران استناد کنند! (تا با آسودگی خاطر بیشتری برنامه های خود را به پوشش دادن زیر و بم زندگی و مرگ مایکل جکسون و نظایر ان اختصاص دهند).
در این میان بر همه ی ما ایرانیان است که با تمام توان خود، از طریق اطلاع رسانی و تداوم و گسترش حرکت های اعتراضی و حمایتی (در اشکال متنوع و امکان پذیر) نگذاریم عزیزان مان در سیاهچال های مخوف این حکومت قرون وسطایی بیش از این شکنجه و تحقیر و مرگ را تجربه کنند؛ شرایطی که به مراتب از مرگ آنی دشوارتر است. در این راستا به ویژه ایرانیان بیرون از مرزها اینک مسئوولیت سنگین تری بر دوش دارند، چرا که از امکانات بیشتر و ایمن تری برای اطلاع رسانی و تجمعات و کارزارهای هشدار دهنده و حمایتی برخوردارند که می بایست با همبستگی و انسجام در جهت تاثیر گذاری بر افکار عمومی جهان و جلب حمایت های بین المللی برای متوقف کردن فجایع جاری در ایران به خدمت گرفته شود.
این مسئوولیت بی گمان بسیار فراتر از بسنده کردن به کارزارهای اینترنتی برای آزادی چهره های سرشناس بازداشت شده از جناح اصلاح طلب و نظایر آن می باشد. باید بدون هیچ تبعیضی و با تمامی امکانات و راهها، صدای همه ی بی صدایان باشیم تا این فاجعه ی انسانی و ملی را همان گونه که هست با تمامی زشتی ها و عمق و گستردگی آن بازتاب دهیم.
تبصره 1 : در همین خصوص نامه ی جمعی از زندانیان سیاسی سابق به دبیر کل سازمان ملل را با عنوان «هشدار در مورد وضعیت خطرناک بازداشتشدگان هفتههای اخیر» را در «دویچه وله» بخوانید:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,4462066,00.html
تبصره 2 : در متن زیر نمونه ای از گزارش های خبریِ پراکنده پیرامون دامنه و ابعاد شکنجه ها را مشاهده خواهید کرد (به نقل از نشریه ی دانشجویی بذر). با همت این دوستان این گزارش به زبان های انگلیسی، آلمانی و فرانسه هم ترجمه شده است که امکان خوبی برای انتشار بین المللی آن فراهم می کند. در انتشار گسترده ی این گزارش و دیگر گزارش های مرتبط با «فاز دوم سرکوب و کشتار» کوشا باشیم.
متن فارسی: http://bazr1384.blogfa.com/post-75.aspx
متن انگلیسی: http://bazr1384.blogfa.com/post-76.aspx
متن آلمانی: http://bazr1384.blogfa.com/post-80.aspx
متن فرانسوی: http://bazr1384.blogfa.com/post-78.aspx
فراخوان اضطراری!
نامه ارسالی برای نشریه دانشجویی بذر - 12 تیر 1388
در مورد دستگیر شدگان خیزش مردم، خبرهای دهشتناكی از زندان های رسمی و بازداشتگاه های مخفی و موقتی در گوشه و كنار می رسد. شرایط ایجاب می كند كه یك جنبش همگانی برای افشای جنایاتی كه در حال رخ دادن است و آزادی فوری و بدون قید و شرط همه زندانیان سیاسی فراخوان داده شود. در ایران، خانواده های زندانیان سیاسی از قدیم و جدید می توانند محرك و هسته مركزی چنین كاری شوند. ولی در شرایط کنونی خارج از کشور می تواند و باید نقش مهمی در این زمینه بازی كند. حتی كارزار سالانه یادبود كشتار 67 می تواند به عرصه ای برای این جنبش تبدیل شود.
خبرهایی كه می رسد حاكی از شكنجه های وحشیانه و به قصد كشت بر جوانان دستگیر شده در تظاهرات ها و همینطور قشرهای دیگر است. علاوه بر این در مورد افراد شناخته شده (اعم از روزنامه نگار یا فعالان ستادهای موسوی و كروبی) فشار به قصد اعتراف را جلو برده اند. مساله اصلی اینست كه در مورد جوانان بی نام و نشان، دارند به سبك آمریكای لاتین جلو می روند یعنی پدیده سر به نیست كردن و مفقود الاثرها (دسپاراسیدوس). یكی از یک نگهبان اوین كه سرباز وظیفه است نقل می کرد كه در بخش مخصوصی كه متعلق به بسیج و اطلاعات سپاه است و هیچكس حق ورود به آنجا را ندارد وحشتناك شكنجه می كنند و از صدای فریاد، اعصاب همه ما خرد شده است. و هر صبح زود به طور متوسط 10 جسد از كسانی كه زیر شكنجه كشته شده اند را با آمبولانس از زندان خارج می كنند و به گورهای بی نام و نشان می برند.
هدف از دستگیری های گسترده و كتك زدن های عجیب و غریب در معابر و سپس در بازداشت موقت، انتشار این اخبار به قصد مرعوب كردن كل مردم بوده است. یعنی خیلی ها را كه خودم نمونه هایش را دارم، حتی خارج از تظاهرات و فقط بر حسب تیپ یا سن، و شاید هم فقط برای ترساندن عابرانی كه صحنه را می دیده اند، دستگیر كرده و بعد از ده ساعت كتك زدن و تحقیر و فحش، آزادشان كرده اند كه بیایند بگویند چه خبر است. اما فقط این روش نیست. این بیشرف ها دارند واقعا بر مبنای عكس هایی كه با دوربین تله از جوانانی كه در درگیری های اصلی و حوالی مراكز بسیج و مقرهای دولتی بوده اند و شعار داده اند، از بین دستگیر شدگان گزینش می كنند و قصدشان حذف فیزیكی نیروی ضربت خیزش مردم است. در روزهای اخیر ربودن جوانانی كه خانه هایشان در جریان شعار دهی شبانه شناسایی شده را شاهد هستیم. قبلا هم گفته شد كه اینها می خواهند در یك فرجه سه ماهه تا شروع سال تحصیلی كه احتمال می دهند با دانش آموزان و معلمان و دانشجویان و استادان مساله داشته باشند، یك تصفیه فیزیكی را در سطح چند صد نفر به پیش ببرند. در عین حال، احتمال دارد با شروع سال تحصیلی هم مجبور به تعطیلی دو فاكتوی دانشگاه ها (یا تق و لق كردن آن) شوند. یك آمار عجیب از زبان وزیر علوم شنیده شد كه امسال حدود 300 هزار نفر واجد شرایط شركت در كنكور نرفتند كارت ورود به جلسه بگیرند! اینها كی هستند و چرا نرفتند كنكور بدهند؟ به نظر بخشی از زاویه اعتراض بوده و به طور كلی دل و دماغ كنكور دادن را نداشته اند. چند صد نفری هم ممكنست فراری باشند. در هر صورت وزیر علوم یك مژده دیگر هم به كنكوری ها داد كه امسال از ”سهمیه 40 درصدی!“ رزمندگان، فقط 20 درصدش استفاده می شود بنابراین شانس قبولی تان بیشتر شده است!! این حرف در حالی زده می شود كه ظاهرا سالهاست به طور رسمی، رزمندگان یا بسیجی ها سهمیه ندارند. در هر صورت، علیرغم این حرف، فكر می كنم كه پر كردن دانشگاه ها از افراد بسیج (حتی به صورت شبه نظامی) یك تدبیر رژیم برای جلوگیری از شلوغی های سال تحصیلی جدید باشد.
لازمست همه رفقا در خارج روی مقوله مفقودالاثرها از نظر تبلیغی برای یك كارزار همگانی فعالیت کنند. باید انتظار ادامه این سیاست، درست مثل آمریكای لاتین، در مورد فعالین جنبش دانشجویی را داشته باشیم.
کودتاچیان الان حتی به خدمتگزاران رژیم هم رحم نمی کنند. یك خبر بود، برای اینكه بدانید كودتاگران در چه وضعی هستند و از زاویه درگیری های درونی هیئت حاكمه مهم است. یكی از اطلاعاتی های گردن كلفت و قدیمی، كه در رسانه ملی برو و بیا دارد، ظاهرا از جناح رفسنجانی یا موسوی بوده، یك نامه اعتراضی به ضرغامی در مورد سیاست صدا و سیما نوشته. از وزارت اطلاعات آمده اند و او را برده اند و چند ساعت كتك مفصلی به او زده اند و ولش كرده اند! وقتی با خودشان اینکار را می کنند بدانید که با دانشجویان و جوانان مبارزی که علیه شان بپاخاسته اند، چه می کنند. وضعیت اضطراری است؛ وقت را تلف نکنیم!
0 نظرات:
ارسال يک نظر