یکشنبه ۸ اوت ۲۰۱۰

او بر کناره ی رود خفته است


او خفته بر کناره ی رود؛
گرمی صدای امواج زیر پلک هایش
با جریان رقیق نور،
در نفس های خاک؛

*****
او خفته بر کناره ی رود؛
خسته از راه بی پایان
آرمیده است آنجا
 تنها و آرام؛

*****
او خفته بر کناره ی رود
با قدم های ناتمام؛
آنها حتی کفش هایش را هم 
دفن کرده اند؛

*****
هوای رودخانه مه آلود بود
هنگامی که بر می خاست
تا خاطرات زمینی اش را
وانهد.

0 نظرات: